وقتی قرار باشد نظرمان را درباره کسی دگرگون کنیم٬ آزاری را که به ما رسانده گران به پایش مینویسیم.
[نیچه٬ فراسوی نیک و بد]
متداول ترین دعای ساعات احتضار به تمامی زبانها این است: «خداوندا٬ اگر یقین داشتم که همین امشب میمیرم٬ السّاعه توبه میکردم.»
[جیمز بَری٬ تامی احساساتی]
انسانها همواره پس از مرگ نجات دهنده نجات می یابند.
[داسْتایفْسکی٬ برادران کارامازوف]
نبوغ٬ بردباریِ مضاعف است.
[بوفون]
شکست تنها نتیجه غفلت و تنبلی ما نیست٬ نتیجه موفقیت سایرین نیز هست.
[ژونل کونا]
آدم ملال آور کسی است که وقتی حالش را میپرسی برایت توضیح میدهد.
[برت لِسْتون تیلور٬ آنچه نژاد انسانی نامیده میشود]
چون مرگ هست پس وجود بشر معنایی ندارد. تمام جنایاتی که انسانها مرتکب میشوند٬ در مقایسه با آن جنایت بنیانی که نامش مرگ است٬ اصلا به حساب نمی آید.
[آلبر کامو]
واقف ساختن عموم مردم به امور پشت پرده همواره خطرناک است٬ زیرا آنان به راحتی گمراه میشوند و سپس از شما روگردان میگردند. مردم همیشه به توهّم خودشان درباره واقعیتِ پشت پرده عشق میورزند.
[سامِرسِت موآم٬ ترازنامه]
تا خود را به چیزی ندادی به کلیّت٬ آن چیز صعب و دشوار مینماید٬ چون خود را به کلی به چیزی دادی٬ دیگر دشواری نمانِد.
[شمس تبریزی٬ مقالات]
همیشه گناه در انظار عمومی است که بدل به ننگ و بی آبرویی میگردد؛ گناه در خلوت٬ گناه تلقی نمیشود.
[مولِیر٬ تارتوف]
کسی که شروع کرده٬ نیمی از کار را انجام داده است.
[هوراس]
من با ماه عشق ورزی کرده ام٬ و در این عشق ورزی نه گناه بود و نه شرمساری.
[لارنس اِستِرْن٬ یک سفر احساساتی]
ما میخواهیم بر کسانی که در روی زمین به زبونی کشیده شده اند منّت نهیم و ایشان را پیشوایان و وارثان گردانیم.
[قرآن٬ قصص]
فلسفه تماما نقدِ زبان است.
[ویتگِنشتاین٬ رساله منطقی - فلسفی]
لذتِ رَمِگی کهن تر است از لذتِ «من» بودن٬ و تا زمانی که وجدانِ آسوده را از آنِ رمه بدانند٬ تنها وجدانِ ناآسوده است که میگوید: «من».
[نیچه٬ چنین گفت زرتشت]
انسانی که دوزخ احساسات و عواطف را پشت سر نگذاشته باشد٬ هرگز نمیتواند بر آنان فائق آید.
[یونگ٬ خاطرات٬رؤیاها٬ اندیشه ها]
پس بدانستی که در عشق٬ رنجْ اصلی است و راحتْ عاریتی. البته هیج راحتِ اصلی میکن نیست در وی.
[احمد غزالی٬ سوانح العشاق]
